پنجمین سال گرد
وبلاگ نویسی
ایرانی مبارک
نوشته های من و خودم
پنجمین سال گرد
وبلاگ نویسی
ایرانی مبارک
سلام بروبچز با حالی که وبی منو الان دارن میخونن.
این شعر رو برای یه نفری که امروز سالگرد آشنائیمونه نوشتم.وقتی رفت فکر میکردم دوسش دارم ولی الان به خودم می خندم. اون موقع ها نمکدونم حسابی خورد شده بود. بد فرم.به قول فرشاد هر چی هم با رازی و راضی و راظی و راذی چسبوندمش نشد که نشد . دیگه امروز میخوام بندازمش دور.باید برم بازار یه نمکدون تازه بخرم.
:D برو بریم
رفتی؟
ای ول بابا زود تر
شدیم دوتایی خر
تو این زمونه کر
یکی نیس بگه بروبچ
عشق پر
کاشکی اونروز
دم در
وقتی با نگات
شدم در به در
یکی بهم میگفت
آخرش میشه دردسر
please
نگو دیگه نیلوبریم زیر بارون
بزنیم بیرون
بی خی شدم آره
خلاصه میزنیم میریم
اون یکی قاره
جایی که یادم بره
دلم چه زاره
زندگی مثل باده
سریع و ساده
به خودت نیای میگن
این یارو ماغه
درخت زندگیم پر زاغه
یعنی بد بختی! آره
.....................
حالا گوش کن
میرم زود بالا
فکرشم نمیکنی
آره آقا!
میخوام بشم مشهور
هر جا بری بگی
این از بکس ما بود
کاش هنوز با ما بود
ولی اون موقع دیره
توپ میشی ضایع
چشمات میشه خیره
واییییییییییییی چی میشه
راستی
هیچ میدونی؟
خودت جوونی . دلت زیادی پیره !!!
سوراخخخخخخخخخخخخ