مطلب دامه دار شماره(1)
نمی دونم چرا چند وقته همه با من در مورد اعتقاداتم حرف میزنن.
و این وسط تنها چیزی که میتونم بگم این که مثل فاجعه هست.بعضیا انقدر راحت اعتقاداتشون رو زیر پا میزارن و انقدر راحت توهین میکنن که واقعا فقط میشه تاسف خورد.
تو شناسنامه من نوشته شده مسلمان . ولی من نمیتونم بگم مسلمانم.
من برای خودم یه اعتقاداتی دارم.
اول از همه که مثل پیمان منکر خدا نیستم. ببین پیمان جان خودت بشین فکر کن.اونی که کومونیسته برای خودش یه دلیل داره. یه منطق داره(حالا یا درسته یا نیست)دلیل تو چیه؟
نمیدونم شاید این حرفا مد شده . ولی بدون اونی هم که شیطان رو میپرسته دنبال یه چیزی بوده تا جواب سوالی که اون روز ازت پرسیدم رو بده(خدای تو کیه؟) ولی از نظر ما راهش اشتباهه و از نظر خودش درست. اونی که خودپرسته (که من معتقدم یه نوع خداپرستیه)هم باز دنبال هدفیه . بت پرستها و موش پرستها و ...(همه اونائی که غیر خدا پرستن)هم به دنبال جواب به اون سوالن.
من نمیخوام معجزه کنم و تو رو خداپرست. من فقط میخوام خدای خودمو بهت معرفی کنم.(بعدا در مورد دین صحبت میکنم)
اول به توضیح بدم که مردم در دنیا که خدا رو میپرستن به 2 گروه تقسیم میشن.: گروه اول اونائی هستن که معتقدن خدا یه نیروی ماوراطبیعیه و با دعا میشه بهش رسید. گروه دوم کسانی هستن که معتقدن خدا یه نیروی درونی و از خود شناسی میشه بهش رسید.
به نظر من خدا مخلوطی از دو نیروست. هم درونی و هم ماوراطبیعی.
خدای ماوراطبیعی من رو افریده و خدای درونی منو پرورش میده.
و من بیشتر به خدای درونی نزدیکم و راحت تر باهاش ارتباط بر قرار میکنم.خدایی که منو از هر کسی بیشتر دوست داره و از هر کسی بهم نزدیک تره.خدای من انقدر بزرگ هست که به جز اون من نیازی به هیچ کی ندارم و شاید همین دلیل اینه که به کسی(حتی مامانم) وابستگی ندارم.خدای من قسمتی از خود منه و این از همه چیز مهم تره.خدای من منو درک میکنه و با من لج نمیکنه.
خدای من میتونه خدای تو هم باشه.چون خیلی بزرگه.خدای من خدای محمد و عیسی و زردشت و نوحه....ادامه دارد.
لطفا اگه نظری دارید از روی منطق باشه. خواهش میکنم حرفی نزنید که به اعتقادات کسی بر بخوره چون اعتقاد هر شخص برای خودش و من قابل احترامه.
