مطلب ادامه دار شماره2
سلام. خوبید؟ اولا ببخشید که چند وقت نبودم.خیلی سرم شلوغ بود.
دومااز اینکه نظراتون رو گفتید ممنون.
سوما برو بریم بقیه مطلب
........و حالا نسبت به دین.
دکتر شریعتی میگه دین همون راه رسیدن لجن(انسان)به خداست(کتاب هبوط). پس اگه دین رو یه راه فرض کنیم و با وجود فرعی ها و بزرگراه متوجه میشیم که همش یک مقصد داره(اگر معتقد باشیم خدا یکیست) . پس اگه مقصد یکیه چرا راهها با هم فرق دارن؟ به نظر من چون سلیقه ها و روحیات انسانها با هم فرق دارن؟ شاید هر انسانی دینی متناسب با شخصیت خودش دارد. و خدا برای همین هست که این همه پیامبر آورده! اینجا یه سوال مطرح میشه که آیا اسلام همون دینیه که با روحیات ما سازگاره؟
آیا ما به زور عربها اسلام آوردیم؟ ایا همین اسلامه که موجب پسرفت زندگی ماشده؟
ببینید نمیدونم تا چه حد با تاریخ آشنایی دارید و چه قدر بقیه دین ها رو(به جز دین خودتون)رو میشناسید. اصلا چقدر با دین خودتون آشنایی دارید؟
من مدتی بود که همه ی این سوال ها داشت مغزمو میخورد.برای همین اول رفتم کتابهای اسلام شناسی نوشته دکتر علی شریعتی و کتاب معرفت شناسی(سلسله دروس اندیشه های بنیادین اسلام) که از انتشارات حوزه علمیه بود رو خوندم(!). واقعا با اون چیزی که من در مورد اسلام فهمیده بودم تضاد داشت.(هر چند که برای شناخت یه دین این دو کتاب اندازه نیست). نمی دونم این درک اشتباه من از اسلام بود یا باور های غلطی که امروز توی ذهن این مردم رواج داره.که باعث شد یه جور اختلاف بزرگ ببینم. من در مورد بقیه ادیان هم مطالعه کردم. و اول از همه با زردشت شروع کردم. بی نظیر بود... احترام این دین نسبت به طبیعت و اعتقادات مخصوصش بدنم رو لرزوند. برای خودم متاسف شدم که چرا ما ایرانی ها با وجود این دین از عربا شکست خوردیم؟ این دین که بیشتر از هر قشر مردم به فکر کشاورز ها(عامه مردم آن روزگار که باعث حرکت چرخ زندگی میشده)بوده. پس دین عامل شکست و بد بختی مردم نبوده و باید بیشتر دنبال دلیل گشت. بعد از زردشت بودا رو خوندم. جالب بود و به نظرم برای دنیا ی امروز ما دل کندن از زندگی و به اون شکل ریاضت کشیدن خیلی سخته. رفتم و ادیان اولیه رو هم خوندم. دین های ساده ای که هر چند باعث تمسخر بودند ولی ریشه در ادیان امروزی داشن.
تحقیقات کمی هم در مورد مسیح کردم. ترجیح دادم به همون مقدار که میدونم اکتفا کنم.(به دلایلی که نمیتونم بگم) ولی باعث شد چند تا دوست مسیحی پیدا کنم.:D
حالا هم میخوام نتیجه این همه کتاب خوندن رو براتون بگم. ادامه دارد..................
در درجه اول دوست دارم نظر شما رو بدونم.
لطفا اگه نظری دارید از روی منطق باشه. خواهش میکنم حرفی نزنید که به اعتقادات کسی بر بخوره چون اعتقاد هر شخص برای خودش و من قابل احترامه.مرسی...
راستی این شعر هم یکی از دوستان در یکی از مطالب قبلی نوشته بود:
تاریخ اگر دوباره تکرار شود
کعبه به طواف تخته جمشید آید
معنی که دیگه نمیخواد؟
