سلام.راستش در مورد این دعواهای آخری که تو وبلاگم بین دو تا از دوستام پیش اومده بود یه تو ضیح بدم.
این بحثی بود که شاید اصلا شروعش اشتباه بود. باید خودم از اول میفهمیدم ممکنه این اتفاق بیافته.(در واقع حدس میزدم.)
برای همین هم تو ی همون مطلب ادامه دار شماره 1 ازتون خواهش کردم اگه نظری دارید چیزی باشه که به اعتقادات یا نظرات دیگران بی احترامی نشه.
توی این بحث به نظر من هر کسی آزاده نظر خودشو بگه. بدون هیچ ترسی از هیچ کسی.
فرشاد و تورنادو هر دو شون نظر های جالبی دارن.
فرشاد پسریه مثل من که یه جورایی غیرت ایرانی و این جور تیریپ ها رو داره.{ این چیزیه که شاید همه به نوعی داشته باشن}
و اولین چیزی که ایرانی ها با غیرتشون جلوش میایستند . عربهاست.
همون عربهایی که وقتی دین و زبانشون و هزار تا چیز دیگه رو به ایرانی ها تحمیل کردند اونا رو که از هر جهت بهشون برتری داشتن رو تحقیر کردن.اگه تاریخ خونده باشید حتما اسم گروه شعوبیه رو شنیدید که سعی کردن با نوشته هاشون برتری عجم بر عرب رو ثابت کردند.
این نفرت ایرانی ها نسبت به اعراب از همون موقع ریشه گرفته.ولی مردم اون زمان حساب دین رو از خود عربا جدا کردن(چیزی که تورنادو میخواد بفهمونه)ولی نمیشه! یعنی الان سخته که حساب این رزیم لعنتی رو از دین جدا کرد. آشغال ها جوری خودشونو به اسم اسلام گره زدن که مردم خیلی از اعتقادات مذهبی رو از دست دادن.و اسلام اون حرمت خودشو از دست داده.(مثل همون دورانی که مغ ها زندگی رو با آداب سخت دینی و خرافات مذهبی بر مردم سخت کرده بودن . در همون حال زردشت ظهور کرد.)
امثال من و فرشاد زده شدیم. خسته شدیم. و وقتی تاریخ رو ورق میزنیم. و داریوش رو در کنار زردشت میبینیم دیگه کاری با امپراتوریه اسلام نداریم. بلکه اون غیرت ایرانیه کوروش و داریوش رو جلوی چشممون میاره.
تورنادو ولی پسریه که اون حساب رو که گفتم جدا کرده. به نقطه ای رسیده که شاید من هیچ وقت نرسیدم.اسلام برام غیر قابل حظمه. از هر دری میرم برام تنگه. ولی تورنادو اینجوری نیست.
و دلش میخواد همه به اون نقطه برسن. شاید کارش درسته ولی باید بدونه که این کار برای همه راحت نیست و شاید زمان ببره. و شاید اصلا نشه!
من افتخار میکنم که هم یکی مثل تورنادو دوستمه که حساب اسلام رو از خیلی کثافت کاری ها جدا کرده و هم خوشحالم فرشاد و من و امثال ما حد اقل اگه نقطه روشن و هدف مشخصی نداریم ولی حداقل ایمان الکی و دوروغ هم نداریم. خیلی ها رو میشناسم که ایمانشون از مرلین منسون!هم کمتره ولی اگه اتفاق بدی براشون بیافته بدون اراده شروع به صلوات فرستادن میکنن. این چیزا حرمت صلوات رو از بین میبره. و من خوشحالم که اگه ایمانم فولادی نیست. از جنس کاغذ هم نیست. و جرات دارم حرف دلم رو بزنم و حتی همین که در باره ی این موضوع فکر کدرم بهتر بود از ایمان کورکورانه و مریض!
من نمیگم اسلام رو قبول ندارم. ولی زردشت رو ترجیح میدم.
ولی این بحث از کجا شروع شد؟
از اونجایی که ما طبق معمول به" موجود "پرداختیم و" وجود" را فراموش کردیم.
خدا مقصده. نه زردشت و محمد و عیسی و موسی.................
هدف رسیدن به خداست. دین فقط راهه و برای من و امثال من زردشت سازگار تر و برای تورنادو اسلام. و هر دو صحیح هستن.
هم فرشاد و هم تورنادو! برید دوباره نظراتتون رو بخونید. هر دو تون مقصرید. یاد بگیریم به نظرات هم احترام بذاریم. تحمیل در کار نیست.در واقع اشتباه همینه که نمیخوایم منطقی حتی اگه شده برای یک دقیقه فکر کنیم شاید اون یکی درست میگه یا شاید برای حرفای خودش دلیل داره(مثل همونایی نباشیم که حاضر نیستن ببینن آمریکا و اسراییل حرف حسابشون چیه. و فقط داد نزنیم :مرگ بر..................)
تورنادو دوباره برو اون مطلب تو وبلاگ http://oli3.blogfa.com رو بخون. (فکر کنم اختلاف نظر ها از همین جا شروع شد)
من پست نظرات رو فعال نمی کنم.
3روز دیگه هم این مطلب رو حذف میکنم. فقط برای اینکه این بحث ها تموم بشه.
به خاطر همه چیز هم از تورنادو و هم از فرشاد معذرت میخوام.
من از دوتاشون خیلی چیزها یاد گرفتم و هر دوشون برای من دوستای خوبین و من نمیخوام با هیچ کدوم این رابطه دوستانه رو قطع کنم.(قابل توجه تورنادو برای اونoff)
مثلا از فرشاد یا گرفتم که تقلید نکنم. و از تورنادو یاد گرفتم که بیشتر فکر کنم.