تبليغاتX
نیلو نمکدون - اعترافات نمکدون

نیلو نمکدون

نوشته های من و خودم

اعترافات نمکدون

سلاممممممممممم....خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

به  سال  تحویل 10 ساعت و  45 دقیقه و  تقریبا 39 ثانیه مونده که من دارم این مطلبو  مینویسم....

 

 

چه زود.....یه سال گذشت...یه سال بزرگ تر  شدیم...یا حتی یه سال پیر تر شدیم... خیلی اتفاق هاافتاد... با خیلی ها  آشنا شدیم.... خیلی کارا کردیم....چه بد ...چه خوب....یادمه دو سال پیش یه سر رسید داشتم...هر کاری که انجام میدادم رو توی روزش مینوشتم.... روزایی که نمیدیدمش رو علامت میزدم....ولی امسال که ننوشتم بهتره... چون مجبور شدم  که  فکر کنم... به مخم فشار بیارم که چی کارا کردم تو این یه سال... اتفاقای بد خیلی  زیاد بود...اگه از شهریور وبلاگمو خونده باشید از بعضی هاش خبر دارید... ولی خوب از حق هم نگذریم اتفاقای خوب هم افتاد.... مخصوصا تو این چند روز آخر  سال....

 

رفتیم  پیش نازی(سر قبرش)..... بهناز  رو  بعد از یکی دو سال دیدمش( وای داشتم بال در میاوردم)...کانون حقیقت دو باره میخواد فعالیت هاشو شروع کنه.... با داداشیم آشتی کردم....حال یکی رو که خیلی ازش بدم می اومد رو گرفتم......به یکی از دوستام ثابت شد که من بهش 2روغ نمیگم(ولی ای کاش ثابت نمیشد...)... با یه آدم مهربونی آشنا شدم .ولی اسمشو نمیگم. چون میخوام فقط فقط مال من باشه.حتی اسمش... از اینجا هم بهش اعلام میکنم اگه بخواد با من همین جوری رفتارشو ادامه بده اون وقت من خیلی دوسش دارم ها!!! اون وقت کارش خیلی سخت میشه ها!! فقط هم یه خواهش ازش دارم : انقدر نگو 2روغ میگی...خب من دلم میشکنه....

 

راستی این چند روزه چند تا اتفاق بد هم بود... گیلی گم شد...هنوزم پیدا نشده....به دوستم ثابت شد که من 2روغ نمیگم و چون این اتفاق هم بد بود و هم خوب  توی هر دو مینویسم....مجبور شدم واسه یه مدت از همین دوستم جدا بشم ...که خیلی بده...با یکی دیگه از دوستام به شدت سونامی قهرم...ولی به جون خودم خیلی دوسش دارم...با اینکه از دستش نارا حتم ولی نمیزارم کسی اذیتش کنه...چون خیلی سادست...خیلی بچس... خیلی احمقه که با اون 2ختره ی **** میگرده...

 

الان 10 ساعت و 27 دقیقه و 32 ثانیه به سال تحویل مونده.... خودمم کارای بد زیاد کردم...خیلی از عادت های خوبمو ترک کردم... خیلی کارای بد رو شروع کردم....(البته الان دیگه انجامشون نمیدم ها! ) هه هه! مثه اعتراف نامهشد ها!! پس بیخی این حرفا.....

 

10 ساعت و 25 دقیقه و 12 ثانیه دیگه..... ( ساعت گویا) بازم میگم ...عیدتون مبارک...سال تحویل 2آم کن.... تو این سال جدید بیاید هم دیگه رو بیشتر دوس داشته باشیم...(یکی نیس بگه خودت چی ؟ آره منم میخوام عوض بشم... نه ! نه! نمیخوام عاقل بشم! همین جوری دیوونگی رو خیلی دوس دارم.... ولی یه دیوونه با یه عالمه احساس قشنگ... تا حالا یه دیوونه ی خشک و خالی بودم... حالا یه دیوونه ی پسوند دار( به قول داداشیم)اگه گفتی با چه پسوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

راستی  فرشاد هم از net خداحافظی کرد..جاش خالی.. اگه بود اولین نفر تو وبلاگم نظر میداد... نمیدونم چرا وقتی میام و می بیم چراغش خاموشه  یه هو دلم واسش تنگ میشه.... فرشاد اولین کسی بود که از تو وبلاگم باش دوس شدم... به سایتش سر بزنید....

 

 

10 ساعت و 11 دقیقه و 4 ثانیه.....  همتون رو دوس دارم... ملیسا ..ملیکا.. پردیس.. روزین...هدیه....آذین... فرشاد...امیر... پریسا... مهسا.. هانی....دادش سنجد....اونی که میگه اسمش مهم نیست....کورش....داداش اسکوتر....ماهان که گم شده.....ناشناس.... سعید کانون حقیقت... همه ... هر کی که به وبلاگ سر میزنه.... مخصوصا اون آدم مهربونه که گفتم( م ).....سال داره کم کم میشه نو/ خالی بستم مون بده لو/همه رو دوست دارمso/ یه بوس از طرف من به تو/ نبینمت دلم تنگ میشه/ همه رنگا بد رنگ میشه/ همخ مثه آدمای منگ میشه/ نکنه که قلبت از سنگ بشه!!!!!!

 

راستی تو پست قبلی از دیس بک با ادبی اسم بردم.... یکی گفت آخه مگه میشه!!!!!!!  آره میشه... اینم یه مثال که text خودمه......

 

نکن کل ضایع میشی easy

 

واسه شاخ شدن هنوز ریزی

 

پشت سرم دیگه نگو چیزی

 

My styles gone crazy 

 

رپ کردن من که نداره بحث

 

از نصیحتام بهتره بگیری درس

 

رپ من بالاخره هر چی که هست

 

بهتره از یه مشت متال خز

 

تو بهتره بری game net بازی

 

تا بخوای واسه من text بسازی

 

چقدر بت بدم تا بشی راضی

 

ول کنی رپو نشی این وسط قاضی

 

میزنم تو رپ یه حرف تازه

 

جاده واسم تا ابد بازه

 

رپم همیشه روی فازه

 

یه ذره پشت کار فقط هست لازم

 

 

9 ساعت و 51 دقیقه و 49 ثانیه......ولی چه زود میگذره این دقیقه ها! روزا هم زود میرن....پارسال این موقع یادمه چی کار میکردم....با مامانم دعوا میکردم...

 

خوب من برم دیگه... این پست خیلی یه جوری شد... اگه حرف جدی زدم میتونی جدی نگیری... راستی یادم رفت... آقای هندونه چرا این GOLDEN  مارو اذیت میکنی؟؟؟؟؟؟ خب دوست داره.....................

 

 

تا  سال دیگه خداحافظ

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط نیلو نمکدون  |