تبليغاتX
نیلو نمکدون - خدافظی که زیاد نمکدونی نیست

نیلو نمکدون

نوشته های من و خودم

خدافظی که زیاد نمکدونی نیست

دلم گرفته...دوست دارم برم یه جایی که نه تو باشی...نه مامانم...نه ملیسا...نه فرنوش...نه بابا...یه جایی که هیچ مغازه ای نداشته باشه...یه جایی که هیچ ادمی رو نداره....جایی رو سراغ داری؟

 

به یاهو بای دادم...اینم مثلا آخرین مطلب وبلاگه...مرسی که منو یه مدت تحمل کردید... دلم واسه نوشتن تنگ میشه ولی الان دیگه نیلویی نیست که بخواد چیزی بنویسه...یه دختره دیگه شدم که خودمم خودمو نمیشناسم

 

راستی به شب نیلوفری ازدواجشو تبریک میگم...امیدوارم..............راستش نمیدونم چه آرزویی کنم...هر چی ارزویه خوبه ماله تو!!!!!!!!!

تولد سعید کانون حقیقت هم هرچند که گذشته تبریک میگم

 

از همه دوستایی که به وبلاگم سر زدن به خصوص سارا جون و داداش سنجد ممنونم.....

 

 

بازم هم از فرشاد و هم از تورنادو به خاطر اون مشکلاتی که پیش اومد معذرت میخوام.هرچی فکر میکنم میبینم تقصیر خودم بود....

 

خیلی خداحافظی طولانی شد........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط نیلو نمکدون  |